آشنايي بامهمترين بيماري هاي گندم در سطح كشور قسمت دوم
۲- سياهكها(Smuts&Bunts)
چهارنوع بيماري سياهك شامل؛ سياهكهاي پنهان، پنهان پاكوتاه، ناقص (كارنال بانت) و سياهك برگي روي گندم بوقوع ميپيوندد. بر اساس استاندارد ملي ايران ميزان حد مجاز سياهك ها براي گندم درجه 1 صفر، گندم درجه دو 05/0 و براي گندم درجه سه 1/0 درصد وزني مي باشد. و ميزان حد مجاز براي سياهك ناقص (كارنال بانت) براي هر سه نوع گندم درجه يك تا سه، صفر مي باشد.
۲-1-سياهك پنهان گندم
اين بيماري از تمام مناطق كشور گزارش شده است و در واقع يكي از مهمترين و شايعترين بيماريهاي گنـدم در كشور ميباشد. به نحوي كه ميــزان خـسارت آن، گاهـي بـطور متـوسط تا 30 درصد مـحـصول تـخـميـن زده شـده اسـت. علاوه بر خسارت مستقيم، كيفيت آرد حاصل و ارزش نانوايي گندم هاي سالم به علت آلودگي به اسپورهاي بدبو و تيره رنگ كاهش مي يابد. همچنين اسپورهاي قارچ شديداً قابل اشتعال ميباشند كه در اثر كوچكترين جرقه در كمباين يا ماشين خرمنكوبي سبب آتشسوزي ميگردند. سـيـاهـك پـنـهـان گـنـدم حـاصـل دوگــونه قارچ:
Tilletia laevis وTilletia tritici
ميباشد. در ايران گونه اول انتشار زيادتري دارد. سيكل زندگي اين دو گونه شبيه به هم بوده و امكان دارد در يك گياه آلوده هر دو موجود باشند. سطح تليوسپورها در T.laevis صاف ولي در T.tritici مشبك ميباشد.
T.laevis and tritici Tilletia
بوتههاي بيمار ممكن است تا حدي كوتاه شوند و تا سنبله ايجاد نشود، آلودگي قابل تشخيص نيست. سنبلههاي سياهك زده، باريك و رنگ آنها مدت بيشتري نسبت به سنبلههاي سالم سبز باقي ميماند. گلومهاي بعضي از سنبلهها يا تمامي آنها باز شده و دانههاي كروي حاوي اسپور بويژه در ارقام بدون ريشك ديده ميشود. شكل دانههاي آلوده تقريباً شبيه دانههاي سالم بوده ولي فقط پوسته خارجي (پريكارپ) آن باقي مانده و محتويات درون دانه از بين رفته و به جاي آن توده سياه رنگ حاوي تعداد بيشماري تليوسپورهاي قارچ عامل بيماري قرار ميگيرند كه در موقع خرمنكوبي پاره شده و گرد سياه رنگ اسپور آزاد ميشود و به دليل وجود تري متيل آمين در اين اسپورها بوي ماهي فاسد متصاعد ميشود.
چرخه بيماري
پايداري و دوام قارچهاي عامل سياهك پنهان بوسيله تليوسپورهايي است كه روي بذر و در خاك باقي ميمانند. اين اسپورها در سطح خاك و بذر ، در اثر رطوبت جوانه ميزنند و دماهاي پايين حدود 5 تا 15 درجه سانتيگراد براي جوانه زدن اسپور و توليد هيف آلوده كننده مناسب است و گياهچه را قبل از بيرون آمدن از خاك آلوده ميكنند. همزمان با رشد گياهان ميزبان، قارچ عامل بيماري نيز به رشد طولي خود ادامه داده و در بافتهاي انتهايي مستقر ميشود. ميسليوم قارچ در تخمدان ارقام حساس باقي مانده و جايگزين تمام بافتهاي دانه به غير از پريكارپ ميشود. هنگام برداشت دانههاي آلوده، پاره شده و اسپورها آزاد ميگردند و بدين ترتيب خاك و بذرهاي سالم را آغشته ميسازند. معمولاً 5 گرم اسپور در 1000 گرم بذر، حداكثر آلودگي را بوجود ميآورد. اسپورها در شرايط انبار به مدت طولاني قوه ناميه خود را حفظ ميكنند.
در حال حاضر استفاده از بذور سالم و نيز استفاده از قارچكشهاي موثر براي ضدعفوني بذر علميترين و باصرفهترين روش جلوگيري از خسارت اين بيماري ميباشد.
۲-2- سياهك پنهان پاكوتاه گندم
در ايران حضور اين بيماري اولين بار در سال 1340 و پس از آن در سال 1364 از مزارع گندم استان آذربايجان شرقي گزارش شد. در حال حاضر مناطق سردسير غرب و شمال غرب كشور شامل؛ استانهاي آذربايجانشرقي و غربي، اردبيل، زنجان، كردستان، همدان و لرستان به اين بيماري آلوده هستند. سياهك پنهان پاكوتاه يكي از بيماريهاي مهم و در حال گسترش گندم در استان كردستان است كه در سالهاي سرد و پربرف، در مناطق مرتفع استان شدت يافته و خسارت آن به حد اقتصادي ميرسد.
عامل بيماري سياهك پنهان پاكوتاه، قارچ controversa Tilletia ميباشد. ديوارههاي تليوسپورهاي اين قارچ مشبك بوده و شبكههاي آن سريعتر و عميقتر از تليوسپورهاي T.tritici ميباشد و يك پوشش ژلاتيني اطراف آن را فرا گرفته است.
نشانه هاي بيماري
نشانههاي اين بيماري شبيه سياهك پنهان است، با اين تفاوت كه اندازه بوتههاي آلوده به T.controversa به نصف تا يك چهارم طول بوتههاي سالم ميرسد و در ضمن تعداد پنجههاي آن نيز بطور غيرعادي افزايش مييابد. بذور خوشه آلوده كه در واقع نمي توان به آن بذر گندم اطلاق نمود كوتاه و گردتر از بذر سالم مي شوند.
در سيكل بيماري، تليوسپورهاي خاكزي، مهمترين منبع آلودگي اوليه محسوب ميشوند و مدت 8 تا 10 سال در خاك، قدرت حيات خود را حفظ ميكنند. اين اسپورها معمولاً از اواخر آذرماه تا نيمه اول ارديبهشتماه، در سطح خاك و يا نزديك به آن جوانه زده و گياهچهها و پنجههاي جوان و حساس گندم را در حين خروج از خاك مورد حمله قرار ميدهند.
كشت ارقام مقاوم در كنترل بيماري و كاهش خسارت بسيار مؤثر است.
۲-3-سياهك ناقص (كارنال بانت)
اين بيماري ابتدا در منطقه فيصل آباد پاكستان يافت شده و سپس در منطقه كارنال هندوستان در سال 1931 شناسايي و نامگذاري شده است .
Tilletia indica
قارچ عامل سياهك ناقص indica Tilletia ميباشد و توليد تليوسپورهاي بزرگ، گرد و قهوهاي تيره به قطر 22 تا 49 ميكرون ميكند. سطح اين اسپورها مشبك و داراي غشا نازكي هستند. در اثر حمله اين سياهك فقط قسمتي از دانه گندم و نيز تعداد معدودي از دانههاي سنبله مبتلا ميشود و به همين دليل به آن سياهك ناقص (Partial bunt) گفته ميشود. معمولاً دانههاي آلوده فقط از قسمتي در انتهاي جنين مبتلا شده و ممكن است جوشهاي سياهك در طول شيار بذر امتداد يابند.
در چرخه بيماري، تليوسپورهاي قارچ عامل بيماري در خاك و در روي بذر دوام ميآورند و منبع آلودهكننده اوليه بشمار ميآيند. تليوسپورها در شرايط مرطوب در ماههاي بهمن و اسفند جوانه زده و اندام هاي قارچي را در سطح خاك توليد ميكنند كه توسط باد پراكنده شده و از طريق گل وارد تخمدان ميشوند و در اثر رطوبت و هواي خنك موجب آلودگي قسمتي از دانهها و گاهي تمام آن شده و تودهاي از تليوسپورهاي تيره رنگ در آن تشكيل ميشود. در هنگام خرمنكوبي، پريكارپ دانههاي آلوده پاره شده و تليوسپورهاي آزاد شده خاك و دانهها را آغشته ميسازند. تليوسپورهاي عامل اين بيماري به علت داشتن ماده شيميايي تري متيل آمين بوي نامطبوع ماهي فاسد شده را مي دهد. علاوه بر خسارت مستقيم، ارزش نانوايي به علت آلودگي به تليوسپورهاي بد بو كاهش مي يابد.
بذر يا خاك آلوده به اسپور قارچ مهمترين منابع آلودگي به اين قارچ در مزارع محسوب مي شوند. اسپور اين قارچ توسط باد و حشرات پخش شده و محموله هاي آلوده به اين قارچ مي توانند منجر به گسترش بيماري در سطح كشور گردند. به همين دليل از جهت مسايل قرنطينه اي حائز اهميت و توجه مي باشد.
ضدعفوني بذر با قارچكش هاي مناسب، مبارزه تلفيقي با انجام عمليات زراعي مناسب، استفاده از ارقام مقاوم همراه با عمل سم پاشي براي كنترل اين بيماري مؤثر است.
2-4- سياهك آشكار
اين بيماري به آساني در مزرعه شناخته ميشود و خسارت آن معمولاً كمتر از يك درصد ميـــزان محصول و بندرت به مقادير بالاتر (تا 27% محصول) نيز ميرسد. عامل بيماري سياهك آشكار قارچ tritici Ustilago است.
نشانه هاي بيماري
نشانههاي اين بيماري به محض ظهور سنبله قابل تشخيص است. سنبلههاي آلوده سياه رنگ بوده و در بين سنبلههاي سالم بوضوح قابل رويت ميباشند. سنبلچههاي آلوده تبديل به توده سياهرنگ تليوسپورهاي خشك ميگردند كه بوسيله باد و قطرات باران پراكنده ميشوند و در نتيجه پس از چند روز فقط محور لخت سنبله باقي ميماند. در مواردي ممكن است تمام سنبلچهها بطور كامل آلوده نشوند.
در سيكل بيماري، پاتوژن به صورت ميسليوم درون بذر گندم بقا مييابد. هنگامي كه اين بذرهاي آلوده جوانه زدند قارچ عامل بيماري فعال شده و همزمان با رشد گندم، در سرتاسر گياه انتشار مييابد و تمام بافتهاي سنبله به جز محور آن بصورت درون سلولي مورد حمله قرار ميگيرد. ميسليومهاي قارچ قطعه قطعه شده و به تليوسپورهاي تيره رنگ و خشك تبديل ميشوند كه پس از تشكيل سنبله به وسيله باد و باران پراكنده شده، گلهاي باز روي بوتههاي سالم را مورد حمله قرار داده و به درون ديواره تخمدان نفوذ ميكنند. به اين ترتيب قارچ درون بذر در حال تشكيل منتشر ميشود و چنين بذري ظاهر طبيعي داشته و قادر به جوانهزدن ميباشد.
در مورد اين سياهك نيز استفاده از قارچكشهاي سيستميك مناسب براي ضد عفوني بذور مانند كاربوكسين وغيره عمليترين روش جلوگيري از خسارت بيماري ميباشد. در جاهايي كه اين قارچكشها در دسترس نباشند. بذرهاي آلوده را ميتوان با آب داغ (بدون آنكه به جوانهزدن آنها صدمهاي برسد) ضدعفوني نمود. انتخاب ارقام مقاوم و استفاده از بذور عاري از آلودگي نيز دركنترل بيماري داراي اهميت زياد ميباشد.
نكته مهم در كنترل شيميايي سياهكهاي گندم اين است كه عمليات ضد عفوني بذور بايد با دقت و بطور كامل انجام شود. امروزه قارچكشهاي مايع ضدعفوني كننده بذور، به دليل توانايي در پوشش كامل بذر و مصرف در مقادير كم از اهميت ويژهاي برخوردار شدهاند.
۳- ارگوت يا ناخنك غلات
قارچ عامل اين بيماريClaviceps purpurea ميباشد كه در مزرعـه به علت علائـم و آثار بارز آن جلـب توجه ميكند. اين بيماري روي گندم، چاودار، يولاف، جو، ذرت، علفهاي خانواده گرامينه و غيره ديده مي شود.
قارچ مولد ارگوت توليد آلكالوئيدهاي گوناگون مي نمايد. مصرف دانه هاي آلوده به آلكالوئيد هاي ارگوت عوارض متعددي از جمله ارگوتيسم در انسان و دام ايجاد مي كند و سبب مرگ مي گردد. بعضي از آلكالوئيدها در ابتدا نشاط آور بوده شبيه به مواد مخدر عمل مي كند و در دراز مدت اثرهاي سوء آنها ظاهر مي شود. بسياري از آلكالوئيدها سبب انقباض سرخرگها مي شوند. مصرف كنترل شده و دارويي اين آلكالوئيدها سبب بند آمدن خون ، معالجه ميگرن و غيره مي گردد.
بر اساس استاندارد ملي ايران ميزان حد مجاز ارگوت در گندم درجه يك صفر، گندم درجه دو 025/0 و در گندم درجه سه 05/0 درصد وزني مي باشد.
نشانه هاي بيماري
بارزترين علائم ارگوت وجود اسكلرت (سختينه) شاخي يا موزي شكل به رنگ قرمز ارغواني است كه به جاي يك يا چند دانه در خوشه تشكيل مي شود. اندازه اسكلرتها معمولا 10 برابر بذر طبيعي مي باشد.
اسكلرتهاي سالم يا شكسته ممكن است در بذرها ديده شوند و چانچه مقدار آنها از حد مجاز بيشتر شود مصرف آن بذور و آرد آغشته به آلكالوئيدهاي ارگوت خطرناك مي باشد و سبب مسموميت، عوارض گوناگون و مرگ مي شوند.
اسكلرت ها به مدت يك سال در خاك و به مدت بيشتر در انبار بقاء خود را حفظ مي كنند. آب و هواي مرطوب وسرد به مدت طولاني در مرحله گلدهي براي اشاعه ناخنك غلات مناسب است.
مبارزه
بوجاري بذر و كاشت بذر عاري از اسكلرت، رعايت تناوب زراعي، سله شكني و دفن اسكلرت ها در عمق 4 سانتي متري، حذف علف هرز كنار مزارع و جاده ها در كاهش خسارت و كنترل بيماري مؤثرند.
۴- سفيدك پودري (Powdery Mildew)
سفيدكهاي پودري (سطحي يا حقيقي) روي گندم، جو و بسياري از گندميان علايمي توليد ميكند كه قرنها است شناخته شدهاند. سفيدكهاي پودري غلات بوسيله قارچ Erysiphe graminis ايجاد ميشوند. اين فرم گونه در نواحي مرطوب و نيمه خشك جهان انتشار گستردهتري دارد. خسارت ناشي از آن 12 تا 34 درصد و در مواردي تا 45 درصد محصول گندم گزارش شده است. سفيدك سطحي گندم در بسياري از گندم كاريهاي ايران از جمله شمال كشور وجود دارد. علائم اين بيماري در سطح مزرعه قابل تشخيص است .
نشانهها و عامل بيماري
نشانههاي سفيدك پودري روي گندم، جو و ساير گندميان بطور كامل مشابه است. قارچ عامل بيماري:
Erysiphe graminis
ميباشد كه به آن
Blumeria graminis
نيز اطلاق ميشود. اين قارچ قادر است تمام قسمتهاي هوايي گياه ميزبان را آلوده سازد، ولي بيشتر در سطح بالايي برگهاي پاييني بوتهها ديده ميشود. عامل بيماري در هر زمان بعد از خارج شدن گياهچهها از خاك ميتواند گياه ميزبان را مورد حمله قرار دهد. علائم بيماري ابتدا به صورت لكه هاي كوچك و پراكنده به رنگ سفيد در روي اندام هاي هوايي ايجاد مي شود. لكه هاي كوچك به هم پيوسته، نمدي شكل مي گردند و سپس به رنگ خاكستري در مي آيند.
مقدار پروتئين دانه هاي بوته آلوده به سفيدك پودري افزايش يافته ولي مواد قندي آنها كاهش مي يابد.
چرخه بيماري
عامل بيماري زمستان را روي كاه و كلش و در شرايط آب و هوايي ملايم طي ميكند. پس از جوانهزني، اسپور به طور مستقيم به گياه گندم نفوذ كرده و در داخل سلولها مكينه را تشكيل داده و كلنيهاي سطحي اسپورزا را در سطح ميزبان به وجود ميآورند. كنيديهاي توليد شده به وسيله باد منتشر ميشوند و آلودگيهاي ثانوي را ايجاد ميكنند. در شرايط مناسب مزرعه جوانهزدن، ايجاد آلودگي و اسپورزايي ثانوي در مدت 7 تا 10 روز كامل ميشود. بــهترين دما براي رشد قارچ و توسعه بيماري 22- 15 درجه سانتيگراد ميباشد. در مازندران قارچ عامل بيماري به طور عمده به صورت ميسليومهاي غير فعال روي گندمهاي خودرو، زمستان گذراني كرده و در اول بهار كنيديها تشكيل شده و سبب آلودگي مزارع مجاور ميشود. علفهاي هرز گرامينه شامل ؛ اژيلوپس، فالاريس و لوليوم ميتوانند به عنوان ميزبان ثانويه در ايجاد آلودگي نقش داشته باشند . قارچ عامل بيماري ميتواند به فرمهاي جنسي و غيرجنسي بر روي اين علفهاي هرز تابستان و زمستان گذراني كرده و بيماري را ايجاد و منتشر كند.
مبارزه
عامل بيماري سفيدك پودري يك قارچ هتروتاليك[1] است و نژادهاي متعددي دارد. بين نژادهايي كه از لحاظ ژنتيكي نامشابهاند هيبريداسيون رخ ميدهد. در اثر اين فرايند، فاكتورهاي بيماريزايي و نژادهاي فيزيولوژيك جديد به وجود ميآيد. براي توليد ارقام مقاوم، شناسايي نژادهاي عامل بيماري به منظور تعيين فاكتورهاي بيماريزايي و ژنهاي مقاومت موثر درمناطق مختلف كشور ضروري ميباشد. در مبارزه شيميايي مي توان از قارچ كش هاي گوگردي و يا از كاراتان استفاده نمود.
[1] هتروتاليك به قارچ هايي مي گويند كه براي توليد مثل جنسي نياز به كمك قارچي با تيپ جنسي متفاوتي دارد.